کاش باور داشتي

کاش باور داشتي عشق مرا ، کاش درک ميکردي احساس قلب مرا

کاش ميديدي اشکهاي مرا ، که با هر نفس يک قطره اشک از چشمانم ميريزد

با ياد تو داغ دلم تازه تر ميشود

کاش ميسوخت خاطره ها ، کاش از يادم ميرفت گذشته ها

کاش هيچگاه به يادم نمي آمد لحظه هايي که در کنارت بودم

نبودنت را باور ندارم ، باور ندارم تو نيستي ، باور ندارم ديگر مال من نيستي

کاش باور داشتي عشق مرا ، کاش جا نميگذاشتي در جاده هاي تنهايي قلب مرا

پشيمانم از اينکه به تو دل بستم ، سرزنش نميکنم دلم را، دلم هنوز ديوانه ي توست

پشيمانم از اينکه عاشق شدم ، نفرين نميکنم تو را ، دل ديوانه ام باز هم در پي توست

شايد ديگر نبينم تو را حتي در خواب، شايد ديگر نبينم چشمهايت را حتي يک بار!

گرچه لايقم نيستي ، گرچه بي وفايي و يک ذره هم عاشقم نيستي

اما هنوز هم در حسرت داشتن توام ، هنوز هم خيره به عکسهاي توام....

کاش باور داشتم که ديگر هيچگاه تو را نخواهم داشت...