مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه

مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم

غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را

به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کرديم

دنياي عجيبي است؛ وقتي مي خواهي گريه کني، شانه اي

نداري تا سر بر آن گذاري و غم دلت را زار زار اشک

بريزي و وقتي شانه اي براي گريستن داري ديگر اشکي

براي ريختن نداري، و نه حتي نيازي به ريختن اشک